تاريخ انتشار : ٨:٢١ ٧/٤/١٣٨٧
گزارش جلسه‌ي نقد بيوتن در شهر كتاب زرتشت به نقل از حيات، مهر، لوح، فارس و...
چنين گفتند در زرتشت!

در جلسه نقد رمان بیوتن مطرح شد:
بیوتن به دنبال هویت ایرانی می گردد

 

تهران- حیات

 محمدرضا قانون پرور گفت:بیوتن را اگر در معنای بدون وطن در نظر بگیریم کاملا با روند جهانی شدن که امروزه در حال شکل گیری است مطابقت می کند .
به گزارش خبرنگار فرهنگی حیات، قانون پرور در جلسه نقد رمان بیوتن که شب گذشته در شهر کتاب مرکزی برگزار شد،گفت: برداشتی که من به عنوان  یک خواننده از شخصیت نویسنده یا قهرمان داستان دارم این است که نویسنده به دنبال تایید خود در تقابل با دنیای دیگر خود است. هویت ایرانیان مقیم  خارج از کشور به شکل یک پازل است که تکه های آن از هم جدا شده اند و هویت ما تکه هایی از این پازل هستند.
استاد دانشگاه تگزاس امریکا در ادامه افزود: در داستان بیوتن ارمیا به دنبال هویت ایرانی است  .او به دنبال تکه گم شده خود می گردد و از نظر زبانی کاملا پیداست که در تقابل با فرهنگ ها و دنیای متفاوت خود و دیگری سخت در حال تلاش برای خارج شدن از این تنگنا است.
محمدرضا قانون پرور ادامه داد: بیوتن را اگر در معنای بدون وطن در نظر بگیریم کاملا با روند جهانی شدن که امروزه شکل گرفته است مطابقت می کند . همانطور که در بیوتن اشاره می شود کم کم در دنیای جهانی شده امروز، وطن و سرزمین، به آن صورت که می شناسیم وجود نخواهد داشت و دوام ما در چیزهایی است که هویت ما به حساب می آیند . به نظر من زبان ما مهمترین هویت ما است که باید همیشه به خوبی از آن محافظت نماییم.
قانون پرور در ادامه با بیان دیدگاه خود در ارتباط با بازتاب ادبیات معاصر در امریکا گفت: ادبیاتی که از زبان هایی مثل زبان فارسی به انگلیسی ترجمه می شود معمولا درحوزه ادبیات  جدی آن کشورقرار دارد و این گونه ادبی  معمولا مخاطب عام ندارد .
وی ادامه داد:آثار ترجمه شده از زبان فارسی به انگلیسی به دلیل اینکه از فرهنگ دیگری می آید خوانندگان محدودی دارد . مخاطبان این آثارعموما به دلیل علاقه ای که به خواندن آثار غیرغربی دارند این کتاب ها را انتخاب می کنند ویا چون در رشته های خاورمیانه یا  ادبیات فارسی یا ادبیات جهان تحصیل می کنند از خوانندگان این آثار به شمار می آیند.
قانون پرور در پایان گفت: آثاری که از فارسی به زبان انگلیسی برگردانده شده اند بسیار اندکند، بوف کور صادق هدایت تنها کتابی بود که فروش قابل توجه ای داشت البته این کتاب جایی در میان عامه مردم امریکا نداشت و بیشتر در کلاس های ادبیات فارسی به دلیل آن که به عنوان مهمترین نمونه ادبیات معاصر ایران به شمارمی رود به دانشجویان معرفی می شد.
پایان پیام 

مهر:  "بیوتن" رمانی تک صدایی است / رضا امیرخانی به دنبال رئالیسم بومی

به گزارش خبرنگار مهر، در ابتدای این نشست رضا امیرخانی با اشاره به تجربه نوشتن کتاب، گفت: در قرن نوزدهم و زمانی که هندسه اقلیدسی همه جهان را فرا گرفته بود، ریاضیدانی وجود داشت به نام "ریمان" که به همراه عده ای دیگر مقابل این هندسه ایستادند و هندسه نااقلیدسی هم زمانی شکل گرفت که ریمان نظریه اش را درباره عبور یا در واقع عدم عبور دو خط موازی از کنار هم مطرح کرد. من در این رمان (بیوتن) بیش از آنکه گرفتار تجربه رمانی بوده باشم گرفتار تجربه ریمانی بوده ام.

به دنبال رئالیسم بومی ام

وی با تاکید بر اینکه می کوشد در آثارش به تجربه ای بومی و تازه از رئالیسم دست یابد، افزود: رئالیسم بومی یا رئالیسم ایرانی باید جایی برای تاویل های نویسنده داشته باشد و تعمد من هم در این گونه نگارش رمان ام ناشی از همین مورد و در واقع ناشی از ساختار فکری ما دارد. به عقیده من ضعف ورود نویسنده در داستان یک نقطه قوت است و من با انجام این کار اتفاقاً می خواهم تاویل های گوناگون را وارد رمان کنم. البته در این قصه تجربه گرایی نویسنده جایگاهی دارد.

در ادامه، فرزان سجوی - زبان شناس و منتقد ادبی - سخنش را بر مبنای بحث تئوریک نشانه شناسی فرهنگی آغاز کرد و گفت: اساس بحث من مواجهه ای است که میان "خود" و "دیگری" یا آنچه در این رمان فرهنگ و نافرهنگ تلقی می شود، شکل می گیرد. به هر حال هر فرهنگی خودش را طبیعی، بهتر و بدیهی و دیگری را ناشناخته، بدوی و وحشی تلقی می کند. ما زبان را شفاف می دانیم و همیشه هم فکر می کنیم کوه، کوه است و نیازی هم به توضیح و تعریف ندارد که این نکته همان فرآیند شکل گیری یک نوع "ما"ی فرهنگی است که بر دیگری مسلط می شود.

سجودی با ارائه تعریفی از فرهنگ، گفت: فرهنگ مجموعه ای از نظام های نشانه ای است که دست به کار تولید معانی می زند و بر همین اساس است که می توانیم از فرهنگ تهرانی، نیو هارلمی، منهتنی، نیویورکی و ... اسم ببریم. پروتاگونیست این داستان ("ارمیا" یکی از شخصیت های رمان) دائماً در مواجهه با کسانی از یک فرهنگ دیگر و در حال ساخت گفتمانی است که پیوسته سعی می کند نظام های نشانه ای اندیشه ای خودش را به یاد بیاورد یا آنها را در مقابل دیگری به کار بگیرد.

داستان "بیوتن" در یک مرز بینا فرهنگی حرکت می کند

این منتقد ادبی اضافه کرد: البته این رابطه قطبی نیست و اتفاقاً در این رمان پیوستاری است از خود، دیگری و دیگری دور. کتاب به دیگری دور یعنی خود آمریکا خیلی نزدیک نمی شود بلکه فضای کتاب فضای بینابینی است که قلمرو نزدیکی است یعنی کسانی مانند آرمیتا، خشی، رضی، جانی، سوزی و راننده کامیون (از شخصیت های داستان). این قلمرو یک مرز بینا فرهنگی است و حتی زبانی که این افراد با آن صحبت می کنند آمیزه ای است از فارسی و انگلیسی که تائیدی است بر این فضا.

وی تاکید کرد: برخورد افراد رمان از نوع کنار هم زیستن است اما در پاسخ به این سوال که امیرخانی این مواجهه را چگونه به تصویر کشیده است، باید سه گونه را در مواجهه های بین فرهنگی تمییز داد؛ نه خود نه دیگری (که نشان از بحران رمانی است)، خود و نه دیگری (که نشان از بنیادگرایی است) و هم خود هم دیگری که پویاترین گونه مواجهه است. ارمیا با یک "ما"ی بسته و محدود وارد اقیانوسی می شود که یک "دیگری" نیست بلکه دیگری های متعددی است؛ اعراب نیویورک، خود آمریکایی ها، ایرانی های مقیم نیویورک و... اما دامنه گفتمانی ارمیا آن قدر کوچک و محدود است که حتی قطعه 48 شهدا را هم دربر نمی گیرد.

نگاه قهرمان داستان به آمریکا توریستی است و نه جدی

سجوی گفت: بنابراین ارمیا هر چقدر تلاش می کند نمی تواند وارد تعامل و گفتگویی بشود به خاطر اینکه نظام بسته ای دارد و دنیای بیرون از او حاوی دیگری های متعددی است. ایراد ارمیا این است که نگاهش به آمریکا توریستی است و به همین خاطر نمی تواند عمقی به مواجهه فرهنگی اش با آن بدهد؛ به خاطر اینکه اتفاقاً مسائل خودش هم جدی نیست. این رمان بسیار تک صدایی، اقتدارگرا و مسلط است و "ما"ی گفتمانی رمان همیشه فکر می کند در وسط جهان ایستاده است این در حالی است که ما می بینیم ادبیات به دلیل نقد آگاهانه توانسته بر این تک صدایی در گفتمان ادبی غلبه کند با ابزارهایی مانند تغییر راوی، روایت هاتی متعدد، نگاه های مختلف به رویدادها.

این منتقد ادبی اضافه کرد: تنها صدای موجود در این رمان تک صدای ارمیاست و صداهای دیگران پیوسته در حاشیه و تحت تاثیر ارمیا شکل می گیرد. رمان نگاه مردسالار و خودمحوری به دیگری های نژادی دارد با این توجیه که آن دیگری ها براندازند.

در ادامه این نشست امیرعلی نجومیان - نشانه شناس و منتقد ادبی - سخنش را با نقد نشانه شناسی پساساختارگرایانه "بیوتن" آغاز کرد و با نقل قولی از "هومی بابا" - استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه هاروارد - گفت: رمان بیوتن از تقابل های سلبی و صلبی و یقین ها به سوی تعلیق و سرگردانی - البته به معنی مثبت آن - و به اصطلاح نویسنده "خوابگردی" حرکت می کند گرچه به قول هومی بابا این تقابل ها تنها شاید در فضا و نقطه سومی قابل حل باشند؛ زمانی که "خود" با "دیگری" یا دیگری هایش روبرو می شود.

شخصیت پردازی در بیشتر جاهای "بیوتن" کلیشه ای است

وی با اشاره به پنج سازوکار تشخیص نشانه ها در متن که عبارت اند از حرکت نشانه در متن، حرکت یک نشانه از یک سوی تقابل به سوی دیگر تقابل، زمینه یابی جدی نشانه ها، جابجایی نشانه ها و حضور دو نشانه متقابل در کنار یکدیگر، گفت: شخصیت پردازی در بیوتن در بیشتر جاها کلیشه ای و تیپی است که به دلیل این است که ما در رمان همیشه تصاویر محدود و بسته ای از شخصیت ها می بینیم. همچنین سنت یا مدرنیته، دوران جنگ و دوران پس از جنگ، شرق و غرب، مادیت و روحانیت، ایمان و عقل از جمله تقابل های رمان اند. در متن ما با دو حرکت عمده واسازانه مواجهیم؛ یکی مادی شدن روحانیت و دیگری روحانی شدن مادیت.

آنچه به نظر نقطه ضعف "بیوتن" شمرده می شود، نقطه قوت آن است

در پاین این نشست محمدرضا بایرامی - نویسنده - با مهم ارزیابی کردن رمان بیوتن گفت: این رمان برای من نویسنده یا مخاطب که شاید بتوان آن را در زمره ادبیات مهاجرت محسوب کرد، به گونه دیگری بود؛ یعنی کسانی که قبلاً این گونه می نوشتند یا دچار حس تعلق و نوستالژیک بوده اند یا شخصیت ها را در فرهنگ موجود غرب حل کرده اند. اتفاقی که در بیوتن روی داده، این است که نویسنده داستانی را نقل می کند که در آستانه ورود از یک فرهنگ به فرهنگ دیگری است و به همین خاطر به عقیده من چیزهایی که شاید به نظر نقطه ضعف داستان شمرده شود، اتفاقاً نقطه قوت آن هستند.

وی اضافه کرد: بیوتن به همه خواسته های خواننده جواب نمی دهد اما بعضی از انتظارات او را برآورده می کند. یکی از تعریف های رمان بر اساس قراردادی است که نویسنده با مخاطب می بندد؛ شاید نقطه ضعفی که در این اثر امیرخانی وجود دارد این است که او این قرارداد را خوب نبسته است. ارمیا می خواهد از چیزی فرار کند که نمی تواند. او تصویری دارد از اتفاقاتی که بر او گذشته و این باعث می شود که به یک نوع سرگردانی برسد؛ اصل مسئله هم همین است.

بایرامی در پایان گفت: امیرخانی با سه گانه اش راه خود را پیدا کرده که نوعی در هم آمیختگی زبان کوچه و بازار است و می توان گفت شیوه شخصی خودش را اگر نه صد درصد اما تا حدودی پیدا کرده است.

در این نشست نویسدگان و مترجمانی مانند تهمورث ساجدی، هوشنگ مرادی کرمانی، فرخنده حاجی زاده، محمدرضا قانون پرور و... حضور داشتند.

 

در جلسه نقد بیوتن مطرح شد :
رئالیسم ایرانی باید جایی برای تأویل های مختلف نویسنده داشته باشد

تهران - حیات

رمان بیوتن با حضور رضا امیرخانی، محمدرضا قانون پرور، فرزان سجودی، امیرعلی نجومیان، محمدرضا بایرامی و علی اصغر محمدخانی شب گذشته درشهرکتاب مرکزی  در بوته نقد و بررسی قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری حیات ،علی اصغرمحمدخانی در ابتدای جلسه با ارایه توضیحاتی درباره رمان بیوتن گفت: رمان بیوتن حاصل تاملات یکساله رضا امیرخانی است که برای نگارش آن به آمریکا سفر کرد و از تجربیات این سفر در نگارش رمان بیوتن بهترین استفاده را کرده است.

" ارمیا"، "من او" و" نشت نشا" از جمله آثاری است که امیر خانی با سبک شخصی خود به نگارش در آورده است و در میان اهالی کتاب شناخته شده است.
وی با اشاره به فصل ها ی مختلف این کتاب شامل هفت فصل ،"یعنی"، "فصل پنج "،"مسکن"، "پیشه"، "زبان"، "ژنتیک "و "مراثی" ،گفت:مواجهه با دنیای غرب و تجدد، معنویت در دنیای امروز، هویت، دفاع مقدس و تاثیر آن در شخصیت اول داستان، رویدادهای سیاسی امروز ایران از دوم خرداد تا زمان حاضر و بازی های زبانی  از جمله نکاتی است که در بررسی این اثر باید مورد توجه قرار گیرد.
محمدخانی گفت: خیلی ها می پرسند چرا بیوتن اینگونه نوشته شده با "ت "به جای" ط "و سر هم، با اینکه تمام رسم الخط رضا امیرخانی در رمان جدانویسی است اما در عنوان رعایت نشده است. از معانی بیوتن می توان به نکاتی چون بی وطن (هویت) ، آیه قرآن" بیوتن فی زجاج "(خانه هایی از شیشه) که باز به هویت و معنویت در دنیای امروز اشاره دارد ، بیوتن ویتامینی از گروه B که از شکستن ناخن ها جلوگیری می کند اشاره کرد .
وی در ادامه به  نقد این اثر پرداخت و گفت: بازی های زبانی در رمان فراوان به چشم می خورد، امیرخانی در این رمان جدانویسی  را به حد افراطی خود رسانده است تا جاییکه ساختمان را ساخت مان و نیرنگ را نی رنگ نوشته است. از این موارد در رمان فراوان است که البته باید بگویم این هم نوع رسم الخط ایشان است. همچنین نیمه سنتی و نیمه مدرن بودن داستان و حضور نویسنده در بخش های مختلف داستان از نکات قابل توجه این رمان است.
در ادامه جلسه رضا امیرخانی در بیان سرگذشت رمان  به صورتی خیلی کوتاه گفت: من به عنوان فردی که در این گوشه از جهان زندگی می کنم به دنبال این بودم که آیا می شود رمانی داشته باشیم که در آن بتوانیم به نوعی رئالیسم که متعلق به خودمان دست یابیم.
امیر خانی گفت: این دغدغه سالیان سال من بوده است و حال اینکه در رمانی مثل "من او "که در فضای تهران قدیم آن را نگاشتم و یا "بیوتن" که در فضای ایالات متحده، اما این دوفضای مختلف در سبک و ساختار تفاوت ایجاد نمی کند، این نوع نگاهی است که من نسبت به این قضایا دارم.
وی ادامه داد: رئالیسم ایرانی باید جایی برای تأویل های مختلف نویسنده داشته باشد. فکر می کنم تعمد من در ورود نویسنده  و شخصیت های بیوتن در لایه های تأویلی داستان تعمدی  ناشی از ساختار فکری من است و این کار را با آگاهی انجام دادم.از نظرمن ورود نویسنده به داستان ضعف نیست بلکه آن را قدرت خود تلقی می کنم. تأویلات گوناگون را دوست داشتم و می خواستم تأویلات متفاوت را وارد داستان کنم.
امیرخانی در پایان صحبت هایش گفت: در این قصه تجربه گرایی نویسنده جایگاه خاص خود را دارد زیرا قصه محصور به یک جغرافیای خاص است و من سعی کردم در این زمینه تجربه گرایی داشته باشم و این هم برمی گشت به تجربیات من در طول سفر.
دکتر فرزان سجودی، زبان شناس و نشانه شناس ،بیوتن را براساس نشانه شناسی فرهنگی نقد کرد و گفت: اساس بحث در نشانه شناسی فرهنگی مواجه خود با دیگری و فرهنگ با نافرهنگ است و هر فرهنگی حول گفتمان هایی شکل می گیرد که خود را طبیعی، آشنا، مطابق عرف و قابل قبول انسانی تلقی می کند و دیگری را غیرطبیعی، مرموز، ناشناخته، بدوی و وحشی و به این ترتیب در خود فرهنگی احساس آرامش می کند.
سجودی خاطرنشان کرد: این دیدگاه باعث می شود تا زبان خودمان را شفاف و عین طبیعت تلقی می کنیم این فرآیند شکل گیری ماست، یک مای فرهنگی . از سوی دیگرپیوسته گفتمان ها در حال" ما"سازی هستند و طبیعی است که در فرآیند شکل دادن به ما این ما  بر دیگری مسلط می شود و بر گفتمان دیگری و این مای فرهنگی و گفتمان ها بخش هایی از فرهنگ هستند.
زبان شناس و منتقد ادبی معاصر در ادامه افزود:" ارمیا" دایما در مواجه ناگهانی با یک دیگری فرهنگی درحال ساختن گفتمانی است که این گفتمان پیوسته در مواجهه با خصوصیات متفاوت آن دیگری فرهنگی سعی می کند نظام های نشانه ای ارزش خود را به یاد بیاورد و در نتیجه ارزش و معنایی که تولید می کند تثبیت کند یا حتی در یک چالش مستقیم آنها را در مقابله با دیگری فرهنگی به کار گیرد.
 سجودی در بیان این مواجهه از دیدگاه رضا امیرخانی ابراز داشت: در روابط بین فرهنگی نگاه های متفاوتی حاصل می شود که می توان آنها را درسه گروه عمده تقسیم بندی کرد :نه دیگری و فقط خود ،نه خود و فقط دیگری ،هم خود هم دیگری .
وی ادامه داد: در بحث فرهنگ خود و فرهنگ دیگری این امر قطبی نیست بلکه پیوستاری است . در این کتاب این پیوست ها را می بینیم. خود، دیگری نزدیک، دیگری دور و در این کتاب در فضای عمومی متن، به دیگری دور، خیلی نزدیک نمی شویم .نویسنده تمایل ندارد به جایی که خود آمریکاست و آدم هایی که خود دیگری دور هستند و مثل همه جای دنیا مشکلات اجتماعی و اقتصادی و غیره دارند،  بپردازد. فضایی که این کتاب به آن می پردازد یک فضای بینابینی است که در واقع قلمرو دیگری نزدیک است ؛ ایرانیانی که در مرز بین گفتمانی ایرانی و آمریکایی قرار دارند مثل آرمیتا، خشی، رمزی و آمریکایی هایی مثل جانی و سوزی به دلیل ارتباط با این ایرانی ها در مرز بینا فرهنگی قرار گرفته اند ، نوع گویش آنها این را نشان می دهد، نه فارسی فارسی حرف می زنند نه انگلیسی انگلیسی بلکه آمیزه ای از فارسی و انگلیسی صحبت می کنند، این آمیزش ها موجب پویایی فرهنگی می شود . سجودی درتحلیل شخصیت ارمیا گفت :یکی از مشکلات ارمیا در برخورد با جامعه آمریکا این است که او مای فرهنگی خیلی کوچکی دارد، مای محدود به  قطعه 48 . مجموعه ای از نظام های ارزشی و فرهنگی  ارمیا که با نظام قالب نشانه گذاری جنگ در تعارض قرار می گیرد مثلا وقتی در جنگ چفیه را نشان ایثار و شهادت می داند در اینجا ترجیح می دهد که در پوشاک هم نشانه گذاری متفاوت کند سهراب لنگ دارد نه چفیه و از بچه با معرفت های جنوب تهران است.
وی گفت: ارمیا با چنین مای محدودی وارد اقیانوس بزرگی می شود که یک دیگری نیست بلکه دیگری متفاوتی است. اعراب نیویورک، آمریکایی ها با حضور کم رنگ، ایرانیانی که آنجا هستند ،دیگری های متفاوتی را ایجاد می کنند .خشی خیلی دور است و آرمیتا نزدیکتر است ومواجهه اصلی ارمیا از نوع خود است و نه دیگری.،برای آنکه فرهنگی که می سازد آنقدر کوچک و محدود است که حتی تمام قطعه شهدا را دربرنمی گیرد فقط 48 ها را دربرمی گیرد .ارمیا در یک گفتمان بسته کوچک زندگی می کند و هرچه تلاش می کند نمی تواند وارد تعامل بین فرهنگی شود و در نتیجه رنج می برد.
سجودی ادامه داد: ایراد ارمیا نگاهش به آمریکاست او یک نگاه توریستی به آمریکا دارد و هیچ وقت نمی تواند عمقی به این مواجهه فرهنگی دهد زیرا مسایل خودش هم آنقدر جدی نیستید، مسایل خودش لباس، خوراک، ژست رفتاری و آیین و آداب اوست. ارمیا نه تنها ارزش گذاری نشانه ای می کند به شلوار 6 جیب در مقابل کت و شلوار هاکوپیان بلکه هاله ای از قداست دور آن درست می کند.
سجودی با بیان اینکه نظر امیرخانی را در ارتباط با مظلوم و منفعل بودن ارمیا قبول ندارد گفت: رمان بسیار تک صدایی است. صدای ارمیا هرچند بعضی اوقات شکل مظلومانه به خود می گیرد اما بسیار اقتدارگرا و مسلط است چون فکر می کند تمام دنیا باید حول نظام فرهنگی کوچک او شکل بگیرد.
دکتر امیرعلی نجومیان منتقد و نشانه شناس این رما ن را از منظر پسا ساختگرایانه مورد تحلیل قرار داد و گفت: رمان بیوتن از تقابل های سلبی و صلبی و یقین ها به سوی تعلیق و سرگردانی و عدم تعین یا به اصطلاح امیرخانی خوابگردی نشات گرفته است.در رمان امیرخانی خواسته یا نا خواسته  یک تعلیق به چشم می خورد و نشانه ها زیر متن ،پویایی و حرکت دارد در رمان شاهد این حرکت ها هستیم.
وی برای روشن شدن این حرکت ها در نشانه ها 5 سازوکار را برای بازی نشانه ها مطرح کرد و گفت: 1- حرکت نشانه در دو جهت مخالف، در متن یک نشانه به دو طرف می رود ارمیا به سوی بهشت زهرا و دیسکو ریسکو
2- حرکت نشانه ای از یک سوی تقابل به سوی دیگر تقابل: پول آبجو و بیلیارد به خادم مسجد دادن
3- زمینه یابی جدید نشانه ها نماز در دیسکو ریسکو، گوشت حلال
4- جابجایی نشانه ها: کت و شلوار هاکوپیان و شلوار شش جیب
5- حضور دو نشانه متقابل در کنار یکدیگر و هر دو با هم: کفن و لباس دامادی ارمیا
نجومیان گفت: شخصیت پردازی در این رمان کلیشه ای و تیپیک است. میاندار با شعرهای روحوضی، خشی، گاورمنت عرب ها به طور کلی در رمان تیپیک هستند زیرا فضای بسته ای از شخصیت ها را شاهد هستیم. همین شخصیت ها زیر این ساخت مسلط راوی، نشانه هایی پویا از خود نشان می دهند.
نجومیان در پایان نقد خود با اشاره به تقابل های متن و در پاسخ به این پرسش که آیا متن توانسته تقابل ها را واسازی کند گفت: تا حدی توانسته است سنت و مدرنیته، جنگ و پس از جنگ، ایمان و عقل، مادیت و روحانیت، شرق و غرب را در تقابل قرار دهد. در داستان همیشه جدال سنت و مدرنیته را می بینیم و این چیز جدیدی نیست.ارمیا با نیمه سنتی و نیمه مدرن خود روبرو است و پاسخ های آنها هیچ کدام به دل ارمیا نمی نشیند. متن پر است از قضاوت های شعاری درباره تقابل ایدئولوژیک دو دنیای مجزا مثل عشق شرقی عشق غربی و عنوان خود رمان از نکات قابل ذکر است.
محمدرضا بایرامی نویسنده معاصر نیز درباره رمان بیوتن گفت: من نه از منظر یک منتقد بلکه از نگاه یک نویسنده می گویم که در این فرصت نمی شود درباره رمانی که از جهات مختلف اهمیت دارد صحبت کرد. امیرخانی داستانی را نقل می کند که آستانه ورود از فرهنگی به فرهنگ دیگر است و به همین دلیل نقاط ضعف آن هم به نقاط قوت تبدیل می شود هرچند ممکن است توضیحات ،گاهی خسته کننده باشد اما اجتناب ناپذیر است و بستر این کار عبور از فرهنگی به فرهنگ دیگر است.
نویسنده قصه های سبلان افزود: ورود به فرهنگ ها حالت توریستی و گذرا دارد و همین لازمه کار است و دقیقا دلیل جذابیت این کار حجیم هم همین است. کارهایی از این دست خیلی دراماتیک نیست تا بتوانیم جذابیت را در آن ایجاد کنیم و این کار بدون ویژگی های دراماتیک، جذاب است. این کار ارزشمندی است که امیرخانی توانسته انجام دهد.
بایرامی در ارتباط با نقش ارمیا گفت: ارمیا برای مواجهه با جهان دیگر نمی رود او می خواهد از خودش فرار کند و در نتیجه به یک نوع سرگردانی می رسد. در این رمان مواجهه به آن صورت، رخ نمی دهد بلکه در مقابل تقابل ها،سکوت می شود.
 بایرامی افزود:برخلاف  ابتدای داستان که ارمیا انقلابی وارد می شود تا کاری انجام دهد ،چیزی را ویران کند و صورت جدیدی از آن را بسازد در طول داستان کم کم متوجه می شود که این اتفاق رخ نمی دهد و چیزی عوض نمی شود پس دست ازمواجهه برمی دارد ولی منفعل نمی شود بلکه به یک نوع خود ویرانگری دست می زند، سکوت می کند. وی با اشاره به این مطلب که بحث اساسی این رمان هویت است گفت : از اول تکیه برهویت است و هرجا ارمیا احساس خطر می کند و اموری را با هویتش در خطر می بیند در تقابل با تمدن دیگر سریع عکس العمل نشان می دهد مثل نمازخواندن در کنار اتوبان.
بایرامی در پایان با بیان اینکه امیرخانی با این رمان تقریبا شیوه و سبک شخصی خود را جا انداخته است گفت: امیرخانی با درهم آمیختن زبان کوچه و بازار در من او و عربی و انگلیسی و فارسی در بیوتن سبک شخصی خود را پیدا کرده و در نتیجه شیوه شخصی وی بنا شده است و از این به بعد هرجا رمان او را ببینیم بدون دانستن نام نویسنده متوجه می شویم که نوشته امیرخانی است.
در پایان جلسه نقد علی اصغر محمدخانی با طرح این سوال که چرا در این اثر ارمیا به مراکز دانشگاهی و فرهنگی آمریکا نزدیک نمی شود ،نگاهی یک سویه به آمریکا داریم از رضا امیرخانی خواست تا کمی در این باره توضیح دهد.
نویسنده رمان بیوتن در پاسخ گفت: به این علت سراغ مراکز فرهنگی نرفتم که در کتاب نشت و نشا کاملا به موضوعات دانشگاهی آمریکا پرداخته ام و مستقلا در رابطه با دانشجویان ایرانی در آمریکا و فضای دانشگاهی آنجا سخن رفته است البته این کتاب به صورت یک مقاله بلند است که در دانشگاه ها و فضای دانشجویی با استقبال خوبی روبرو شد.
امیرخانی در پایان با تشکر از منتقدان گفت: نسبت خود را با منتقدین نمی دانم تا راجع به نقد آنان پاسخ دهم ولی بازهم می گویم که این رمان تجربه گرایی من است در سبک شخصی ام. امیدوارم از خواندن این رمان لذت ببرید.
پایان پیام
پس‌نوشت: "في بيوت من زجاج" آيه‌ي قراني نيست، در ثاني "اميدوارم از خواندن اين رمان..." نيز از جنس ذوقيات خبرنگار محترم است!
«بیوتن» در بوته نقد/پایگاه فرهنگ وادب ، لوح


در همين رابطه :
. ماخذ: حيات (قانون‌پرور)
. ماخذ: مهر
. ماخذ: حيات(كلي)
. ماخذ: لوح(تصاوير)
. ماخذ: فارس (بايرامي)
. ماخذ: فارس (سجودي)

  نظرات
نام:
پست الکترونيک:
وب سايت / وب لاگ
نظر:
 
   
 
   
   صفحه نخست
   يادداشت
   اخبار
   تازه ها
   يادداشت دوستان
   کتابها
   درباره نويسنده
   تيراژ:٨٦٠٢٥٠
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 

 
بازديد کننده اين صفحه: ٧٤١١
.کليه حقوق محفوظ است
© CopyRight 2008 Ermia.ir & Amirkhani.ir
سايت رسمي رضا اميرخاني
Because when the replica watches uk astronauts entered the replica watches sale space, wearing a second generation of the Omega replica watches, this watch is rolex replica his personal items.